اینجا نقطه تلاقیِ تجربه های من است؛ از سفرهایی که مستند کرده ام تا مسیری که در دنیایِ عکاسی و منطق پیموده ام. من اینجا کنارِ تو هستم تا با هم یاد بگیریم چطور جهان را دقیق تر و عمیق تر ببینیم، درک کنیم و بشناسیم.


من حریر عادلی متولد تهران هستم.
اسم حریر رو مادرم از قرآن پیدا کرده (و لباسهم فیها حریر)😊
سی سالگی رو رد کردم، چند ساله که ازدواج کردم و هنوز بچه ندارم.
درسم رو تا کارشناسی ارشد فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی تهران ادامه دادم، لیسانسم رو از مدرسه عالی شهید مطهری گرفتم و همون موقع ها شروع کردم به جدی دنبال کردن عکاسی، کمی بعد به دلیل ورزش حرفه ای (شنا) دچار آسیب در ستون فقرات و پارگی دیسک شدم و گرفتن دوربین برام سخت شد و عکاسی رو به شکل تدریس در هنرستان ادامه دادم، چند سالی معلم عکاسی توی هنرستان های مختلف بودم و همزمان درس فلسفه میخوندم و کلاس های حوزه هنری میرفتم و دوره های تاریخ سینما کلاسیک و ایران و مرور کتاب های شهید آوینی و عکاسی و چیزای دیگه گذروندم.
این وسط مدتی هم کلاس سنتور رفتم و البته علاقه من به سفر و ماجراجویی از دوره نجوم شروع شد و از شب رصدی که با بچه های دانشگاه رفتم، این اولین سفر مستقل من از خانواده بود و یکسال بعد از اون هم اسمم حج دانشجویی در اومد و به مکه رفتم و اولین سفر خارجی هم تجربه کردم، بعد از سقوط صدام و راه افتادن عتبات هم اولین سفر کربلا سال 90 تجربه کردم، به دلیل اینکه توی دبیرستان و دانشگاه عربی رو خیلی خوب به ما درس میدادند، من عربی فصیح رو تو مدرسه و دانشگاه یاد گرفتم البته علاقه به زبان هم خیلی داشتم و توی کنکور سراسری کنکور زبان انگلیسی هم دادم و دانشگاه هم قبول شدم که همزمان بتونم دو رشته بخونم ولی مصادف شد با همون آسیب کمر و دیگه رها کردم.
در مدت سالهای 90 تا 95 بارها به عراق سفر کردم، با خانواده، بی خانواده، با دوست، تنها و تجربیاتم در این سبک سفر بالا رفت ، جوری که در سال شاید 4 یا پنج بار به عراق می رفتم، بعد از اون اولین بار سال 98 به سوریه و لبنان و سه شهرش سفر کردم، ماجراهای زیادی برام اتفاق افتاد، اون سفر باعث شد به مقاومت علاقمند بشم و بعد از سفر شروع کردم به تحقیق روی زندگی فرماندهان مقاومت مثلا عماد مغنیه و زندان خیام که در جنوب لبنان دیده بودم، بعد از مدتی ازدواج کردم و به سفر ادامه دادم این بار با همسرم
از ایران از ترکمن صحرا تا بابل و تبریز و از جنوب اهواز و آبادان و از مرکز کاشان و قزوین و ...
و از کشورهای خارجی سفر های غیر تکراری :
ترکیه و عمان و تاجیکستان و ازبکستان و گرجستان و ژاپن و بوسنی و روسیه و قطر و سوریه و تونس و عربستان
و سفرهای چند باره به :
لبنان و ترکیه و عراق
حالا سوالی که پیش میاد مگه درآمد من چقدره که تونستم اینهمه سفر خارجی برم؟
جواب اینه : اولا همه اینا در مدت چند سال بوده و بعدم همسرم و خودم کار میکنیم و چیزی پس انداز نمیکنیم جز برای سفر.
یعنی از اول ازدواج هر هدیه مالی به ما دادند خرج کردیم برای سفر و چیزی نگه نداشتیم، شاید اگر پول همه این سفر ها نگه میداشتیم، میشد خونه بخریم ولی دوست داشتیم تجربه کنیم اونم در جوانی...
ارادت❤️